مرتضى مطهري

40

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

شرايطى واقعى و طبيعى مىداند كه مربوط است به شخصيت و اخلاق و اوضاع و احوال نفسانى و اجتماعى مردم : * ( ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم . ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس . ضرب الله مثلًا قرية كانت امنة مطمئنة يأتيها رزقها رغداً من كل مكان فكفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف . و كأين من قرية عتت عن امر ربها و رسله فحاسبناها حساباً شديداً و عذبناها عذاباً نكراً . فذاقت و بال امرها و كان عاقبة امرها خسراً . ) * . از اين جهت قانون اسلام نظير قوانين طبيعى و فرمولهاى علمى است ، نه نظير قوانين موضوعهء بشرى . قوانين موضوعهء بشرى به نحوى وضع مىشود كه افراد و اشخاص مخصوصى از نتايج و مزاياى آن استفاده مىكنند و يا به واسطهء مخالفت با آنها مجازات مىبينند ، به واسطهء يك شرط اسمى و قراردادى از قبيل تبعهء فلان كشور بودن و يا فلان نام و انتساب داشتن ، و افراد ديگر با اينكه در شرايط طبيعى مساوى هستند مشمول آن قانون نيستند . ولى قوانين طبيعى و فرمولهاى علمى تابع شرايط واقعى و طبيعى است ، شرايط قراردادى نمىشناسد . پشهء مالاريا بين تبعهء آمريكا و ايران فرق نمىگذارد ، پنى سيلين هم بين آنها فرق نمىگذارد ، ليموترش يا سيب هم بين آنها فرق نمىگذارد ، در شرايط مساوى جريان مساوى دارد و در شرايط نامساوى جريان نامساوى دارد . و اسلام كه دين فطرى است * ( ( فاقم وجهك للدين حنيفاً فطرة الله التى فطر الناس عليها ) ) * قوانينش به فرمولهاى علمى شبيه تر است تا قوانين موضوعهء بشرى . بلى ، آنچه دربارهء آثار اجتماعى دنيايى شهادتين هست اين است كه تابع شرايط ظاهرى است ولى بحث ما در سعادت واقعى است نه در احكام ظاهرى و اجتماعى . ج . از آيات قرآن استنباط مىشود كه قرآن كوشش دارد بشر را متنبه كند كه سعادت و شقاوت ، چه در دنيا و چه در آخرت ، تابع شرايط واقعى و طبيعى است كه با شخصيت و روحيه و عمل شخص بستگى دارد نه شرايط اسمى و خيالى و قراردادى ، و معلوم مىشود